تبليغاتX
ღ♥ღعشقولانهღ♥ღ

ღ♥ღعشقولانهღ♥ღ

چیزی نیست برای تو ، اگر تمام سال هایم را برای تو ای عشقم زندگی کنم

این منم که آرزوی زندگی ام را در تو یافته ام و می بینم ، کجا مثل تو عشقی  وجود دارد ؟

اگر سال هایم را با تو ای عشق من ، زندگی کنم دو روز بیشتر نیست   همه ی آن مثل دو روز  خیلی کم خواهد بود  

این منم که قبل از تو قلبم غمگین بود و برای چه کسی زندگی کنم ، اگر یک روز از من دور بشوی ؟


Image and video hosting by TinyPic

سخت است چیز هایی را که آن ها را حس می کنم بیان کنم

عاقلانه نیست .... که تمام احساساتم را توصیف کنم
سخت است گفتن چیز هایی که درون من است

Image and video hosting by TinyPic   
قلبم تورا احساس کرد در اولین باری که چشمانم به چشمان توافتاد
قلبم و روحم را به تو تسلیم کردم وفراموش کردم ای عشق من که من که بودم ؟
برای چه زندگی می کردم قبل از دیدن تو من چه بودم ؟
عشق تو مرا صدا زد و به سویش دویدم و آرزو های تمام سال هایم را یافتم

 Image and video hosting by TinyPic

+ Writen In Mon 16 Jun 2008 By Leila | |

 

عزیزم به من بگو چگونه
چگونه می توانم عشق تو را فراموش کنم
تمام زندگیم تبدیل به تابستان و پاییز شد
نمی توانم حتی یک لحظه بدون تو زندگی کنم
ای عشق من از خیلی وقت ها پیش

که ستم تو نسبت به من بیشتر شده

من و قلبم هر دو حیران و آشفته هستیم
و قلبم نمی تواند تو را فراموش کند

من چه کسی را بعد از تو دارم ؟
وقلب من برای چه کسی زندگی خواهد کرد و خواهد بود ؟
آه از عشق تو آه از عشق تو
آه از قلب من که هیچ وقت با تو نامهربان نبود
پس آن همه عشق تو چه شد ؟ چه شد ؟
همان عشقی که در طول سال ها دنیای من بود و من آن ها را از دست دادم
نه از پیش من نرو عزیزم
وجود من طاقت دوری از تو را ندارد
تو عشق من در زندگی هستی
زندگی من بدون تو سرابی بیش نیست
عزیزم در کنار من بمان
دیگر تو را ملامت و سرزنش نمی کنم
و بین دیوانگی و عشقم
در دریای رنج و تلخی غرق خواهم شد

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPicو حالا با کسانی سخن میگویم که تو را میشناسندImage and video hosting by TinyPic

 

اگر او را می شناسید و یا روزی رو در رویتان قرار گرفت ، از او بپرسید چرا روز ها او رادچار فراموشی کردند

اگر او را می شناسید یا روزی او را دیدید برای او تعریف کنید از اشخاصی که اینجا هستند و او را دوست دارند

و به یاد او بیاورید که از من دور شد و من همچنان در انتظار او میباشم و همچنین به او یاد اور شوید که چه کسی عشقش را ترک کرد و سرگردان شد

و از او بپرسید که حالش چطور است و چه میکند هنوز به عشق فکر میکند یا نه

عشق و صداقت ما را فراموش کرده است؟

اگر او را میشناسید

اگر بین شما و او حرفی پیش امد یکی از شما سلام مرا به او برساند

اگر او را می شناسید به او بگویید که من این سلام را می فرستم برای چشم و قلب و تمام وجودش 

 

Image and video hosting by TinyPic

+ Writen In Tue 22 Apr 2008 By Leila | |

 سلام

امیدوارم که حالت خوب باشد

نمیدانم از شدت خوشحالي بايد گله کنم یاحرف بزنم ویا گريه کنم

از شور و شوق و عشق به تو
هر روز دعا مي کنم شايد روزي مال من بشوي عزيزم

Image and video hosting by TinyPic                           

 اي قشنگترين دنيايي که در تمام عمرم زندگي کرده ام
هنگاميکه براي اولين بار صدایت را شنیدم عاشق تمامي شبها شدم

Image and video hosting by TinyPic                           

 

تمام عمرازاين مي ترسم که مانند بقيه مردم دوست داشته باشم و عشق بورزم

براي اينکه از دار دنيا به جزاحساسم چيزي ديگري ندارم

Image and video hosting by TinyPic                         
تو را ديدم که در يک لحظه مالک روح و قلب من شدي
و به قلبم ياد دادي که چگونه دوست داشته باشد و معناي صداقت را به من آموختي

Image and video hosting by TinyPic                         

چشمهایم همیشه به دنبال توست

و تو را بین پلکهایم قرار می دهم و چشم روی هم می گذارم

من را از عشقت سیراب کن
و هستي عشقمان را فریاد بزن

Image and video hosting by TinyPic                         


 
هر چه قدر شبم به درازا بکشد
و شکوه هایم طولانی شوند

می خواهم که شبها احساست من را همراهی کند

 

آرزو دارم که ازعشقت ذوب بشوم

به من بگو, دیوانه وار به من بگو

Image and video hosting by TinyPic                            

بگو که از عشقت دیوانه شده ام
و هیچ وقت عشقت را فراموش نمی کنم 

بگو که دوستت دارم

بگو بگو و خوابم را ببین

آهنگ عشق من را با بلندترین صدا بخوان
آن را بخوان و درک کن

 

 Image and video hosting by TinyPic                           

 

به من مي گويي كه دوستم داري

 

دوستت دارم! با من بيا

 

و گرمايت را به من بده

 

براي چهره زيبايت

 

كه خوشايند من است, اي قديس من!

 

اي ملكه من! زندگيم را به تو خواهم داد                                                                                     

                                      Image and video hosting by TinyPic 

 

شبهایم به روز تبدیل شده اند
و تمام  زندگیم روشن شده است
 
من را در چشمانت غرق کن

و تمام راز و رمز بینمان را نابود ساز

تمام قلبم به شراره آتش تبدیل شده است
و دارم درآتش این عشق می سوزم

                            
می خواهم که در کنار تو, بقیه راه زندگیم را طي كنم

 

                                     Image and video hosting by TinyPic

                                     نمیدونم الان کجایی ولی هر جا هستی شاد باشی

                        از طرف بهترین دختر دنیا به بهترین پسر دنیا که خودش هم میدونه کیه

 

                                                       خدانگهدار 

                                                                                                      

                                                                                            Image and video hosting by TinyPicلیلاImage and video hosting by TinyPic

 

 

                             Image and video hosting by TinyPic

                             

                                                                                                              

                              

+ Writen In Fri 29 Feb 2008 By Leila | |

 

ای ستاره آسمان شبهای تیره و تار من با این فاصله ای که بین من و تو می باشد چگونه بوسیدن آن چهره درخشانت میسر است ؟

ای مهتاب آسمان شبهای دلتنگی من با این فاصله ای نکه بین من و تو می باشد چگونه پاک کردن آن اشکهای روی گونت میسر است؟ ای  آسمان آبی من بین من و تو فاصله ای است پس چگونه دستم را بر روی گونه نازنینت بکشم و تو را نوازش کنم ؟

آری من ستاره می شوم و به آسمان زندگی می آیم تا بر چهره ات بوسه زنم . آری ای مهتاب من پرنده شبانه می شوم تا به آسمان بیایم و آن اشکهای پر از مهرت را از روی گونه های درخشانت پاک کنم . و ای آسمان آبی ام خورشید می شوم تا در دل آبی و پر از عشقت برای همیشه بنشینم و شب را با آن وسعت آبی ات آشتی می دهم تا همیشه آبی بمانی .

دلم به درد آمده از این فاصله و دلم به درد آمده از این انتظار و دوری بین ما

ای ستاره درخشانم شبها با دیدن تو آرام می شوم و ای آسمان روزها که دل آبیت را میبینم عاشق تر از همیشه می شوم چگونه میتوانم دستانت را در دست بگیرم وقتی بین ما این همه فاصله است ؟

انتظار میکشم تا شاید خداوند بالهایی را به من هدیه دهد که با این بالهای پر غرورم به سوی تو پرواز کنم و دتان گرمت را در دست بگیرم .

                

کاش تو ای آسمان من دل آبیت ابری شود و از گونه هایت اشک بریزد تا شاید قطره ای از اشکهایت بر گونه های من بریزد تا احساس آرامش و عاشقی کنم . کاش تو ای ستاره من ، فرشته ای بیاید و تو را در سبد بگذارد و آن سبد پر از عشق و محبت را به من هدیه دهد و کاش ای خورشید من ، کاش غروب عاشقی زودتر فرارسد تا زمانی که در پشت کوهها می روی و به زمین نزدیک می شوی احساس نزدیکی با تو داشته باشم .

ای خورشید من غروب ها را خیلی دوست دارم چون تو بیشتر از همه لحظه ها به من نزدیکتری و می توانم چهره ات را از نزدیک ببینم ، سپیده آسمان را نیز دوست دارم چون سحرگاه از پشت کوهها بیرون می آیی و سلامی عاشقانه به من می کنی و ای خورشید من از ظهر های تابستان نفرت دارم چون در آن زمان در بلند ترین نقطه آسمان می درخشی انتظار آن را می کشم که شاید پرنده یاستاره یا خورشید شوم ، ویا شاید هدیه ای به من برسد که تو را بیشتر از همیشه در کنار خود احساس کنم و ببینم .

شاید در خواب ستاره یا خورشید یا پرنده شوم ،اینک که اینها همه یک رویا و یک احساس عاشقی است پس ای آسمان آبی ام ، من خودم را به آتش می کشم تا باد عاشقی آن دود غلیظ مرا که از سوختنم به سویت بلند می شود به سوی تو بیاورد تا بتوانم تو را احساس کنم و برای مدتی آن دود که از تن سوخته ام بلند شده است در دلت بنشیند  و بعد از این دنیا وداع بگویم .

آری من برای رسیدن به تو جان خواهم داد    

 Letters pink GlittersFuschia Pink Glitter Text Letter I Glitters Letters pink GlittersFuschia Pink Glitter Text Letter E GlittersFuschia Pink Glitter Text Letter L Glitters         

+ Writen In Sat 12 Jan 2008 By Leila | |

وقتي که اون نگاهت ،، عشق و با من شروع کرد ،، انگار که تو قلب من ،، فاجعه اي طلوع کرد ،، من و تو با هم شديم ،، مثل دو تا پرنده ،، هميشه فکرم اين بود ،،

 

گذشتن و پريدن ،، رفتن تا آخر راه ،، به حادثه رسيدن ،، نگاه من به قله ،، به اوج آسمون بود ،، پريدن از رو زمين ،، سفر به کهکشون بود ،، از اون زمون تا امروز ،، ببين چي مونده از من ،، نمونده حرفي باقي ،، کم شد اين من از من ،، ببين که من چه آسون به پاي تو شکستم ،، به اين دل ديوونه راه گريز و بستم ،، توان رفتنم نيست ،،

 من ديگه موندگارم ،، قلب شکسته من ،، پيش تو يادگارم ،، ببين که من چه آسون تو اين سفر شکستم ،، در اوج پرواز عشق ،، رو خاک غم نشستم ،، من که نشد تا آخر همسفر تو باشم ،، من که نشد تا آخر همسفر تو باشم ،، سفر به تو سلامت ،،

نشد که با تو باشم ،، حالا تو اين نيمه راه ، منم که جا مي مونم ،، وقتي گذشتي از من شعر وداع مي خونم

+ Writen In Sat 11 Aug 2007 By Leila | |

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم

شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟

هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

 دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟

+ Writen In Fri 3 Aug 2007 By Leila | |


وقتي تو آمدي پاييز دلم بهار شد، كوير دلم گلستان شد
وقتي تو آمدي قلب شكسته ام پر از عشق شد
زندگي ام پر از طراوت و تازگي شد تو مانند باراني بر روي من باريدي
و تن خسته و غم زده مرا پر از عشق كردي
تو مانند گلي در باغچه ي قلبم روييدي و قلب سوخته مرا گلستان عاشقي كردي
تو مانند مهتابي بر آسمان دلم تابيدي و دل تاريك مرا پر از نور عشق خودت كردي
تو با گرماي وجودت آسمان سرد دلم را گرم گرم كردي
وقتي تو آمدي احساس ميكردم دنيا مال من است، چون تو دنياي مني
تو همان اميد زندگي مني كه آمدي

                
تو كه آمدي گذشته هاي تلخم همه از صحنه قلبم سوخت و از بين رفت
تو كه آمدي تمام خاطرات گذشته از دفتردلم سوزاندم
و همه را از صندوقچه قلبم بيرون ريختم و از ياد بردم!
تو كه آمدي عاشقي برايم پر معنا تر از گذشته شد
كلام دوست داشتن مقدس تر هميشه شد، و
داستان ليلي و مجنون برايم واقعي تر از قبل شد!

                    
تو كه آمدي، تنهايي به عزا نشست ، غم سفر كرد و قلبم به
استقبال عشق رفت. وقتي تو آمدي ساحل درياي دلم پر از مرواريد و صدف شد،و
ديگر كنار ساحل تنها نبودم تو نيز با من بودي
تو مانند يك نواي عاشقانه در قلبم نشستي و
قلب مرا با آن نواي آرامت پر از محبت كردي
تو مانند پرنده ايي در دلم نشستي و با پروازت در آسمان دلم
به من غرور پرواز به دشت عشق بخشيدي
تو مانند يك خاطره ي شيرين در دفتر عشقم مي ماني و خواهي ماند
دفتر عشق را همراه با كلام مقدس تو و با تمام خاطرات
شيريني كه با هم داشتيم در صندوقچه ي قلبم ميگذارم
و كليدش را به دست حق ميسپارم

هميشه به يادتم.


+ Writen In Wed 1 Aug 2007 By Leila | |